شيخ حسين انصاريان
334
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
هشام گفت : من او را نشناسم و مرادش آن بود تا اهل شام مر او را نشناسند و به دو تولّى نكنند و به امارت وى رغبت ننمايند . فرزدق شاعر آنجا استاده بود ، گفت من او را شناسم ، گفتند آن كيست يا ابافراس ؟ ما را خبرده كه سخت مهيب جوانى ديديم . وى را فرزدق گفت : شما گوش داريد تا به ارتجال ، صفت نسبت وى كنم : هَذَا الَّذى تَعْرِفُ الْبَطحَاءَ وَطْأَتُهُ * وَالحِلُّ يَعْرِفُهُ وَالْبَيْتُ وَالْحَرَمُ « 1 » و مانند اين در مدح وى بيتى چند بگفت و وى را و اهل بيت پيغمبر را بستود . هشام با وى خشم گرفت و به فرمود تا وى را به عسفان حبس كردند و آن جايى است ميان مكه و مدينه . اين خبر همچنانكه بود به عينه به دو نقل كردند ، بفرمود تا دوازده هزار درم به دو بردند ، گفت : و را بگوييد يا ابافراس ما را معذور دار كه ما ممتحنانيم و بيش از اين ما معلوم نداشيتم كه به تو فرستاديمى . فرزدق آن سيم باز فرستاد و گفت : يا پسر پيغامبر خدا ! من از براى سيم اشعار بسيار گفته بودم و اندر آن مدايح دروغ آورده ، من اين ابيات مركفارت بعضى از آن را گفتم از براى خدا و دوستى رسول و فرزندان وى را . چون پيغام به زين العابدين بردند ، گفت بازگرديد و اين سيم بازبريد و بگوييد : يا ابا فراس ! اگر ما را دوست دارى مپسند كه ما بازگرديم بدان چيزى كه بداده باشيم و از ملك خود بيرون كرده . آنگاه فرزدق آن سيم بستد و بپذيرفت و مناقب آن سيد بيش از اين است كه آن را جمع توان كرد . . . « 2 »
--> ( 1 ) - اين مرد [ امام سجاد عليه السلام ] كسى است كه سرزمين بطحا ( مكه ) و مسافران خانهء كعبه در حرم و غير حرم او را مىشناسند . ( 2 ) - كشف المحجوب : 85 - 95 .